تبليغاتX
خودم
گرافیک

در دنیای امروز گرافیک مفهوم عام و همه گیر را دارا می باشد . امروزه دنیا برای رسیدن به مفاهیم جدید از ابزار جدید سود می جوید . رشد تکنولوژیک به رسانه های گروهی کمک می کند تا آنها را در شکل رادیو ٬ تلوزیون در ابعاد و  اشکال مختلف به رشد و ترقی بیشتری دست یابد این ابزار جدید در بالا بردن و کارایی تولیدات صنایع و سطح آرا مردم و کمک به حفظ قانون و مسایل فرهنگی پیشگام حرکتی نو هستند . ما در قرن ارتباطات نیازمند شناخت و استفاده از ابزار و وسایلی هستیم که در رسیدن به دنیای بهتر ما را راهنمایی کردند.

همه روزه انسانهای آگاه برای دست یافتن به مسایل نو و بالابردن اطلاعات و معلومات از این ابزارها سود می جویند و در تمامی این موارد هنر گرافیک در راهیابی هرچه بهتر به این اطلاعات نقش فعال خود را به اثبات می رساند. هنرمندان گرافیک در ارائه هرچه بهتر اطلاعات و معلومات خود مبلغین واقعی در توسعه و رشد زندگی انسانها برای دستیابی به آینده روشن تر هستند امروزه ما بر آنیم  که چگونگی خلق آثار نو و بدیع و بی مانند را آغاز کنیم و این حرکات مارا به سوی بیانی بهتر رهنمون می سازد و بهتر است که با این هنر بیشتر آشنا شویم و به تعریف گرافیک بپردازیم .

.واژه گرافیک از مصدری یونانی به معنای نوشتن می آید .ریشه آن در اصل به معنای خراشیدن ( حک کردن ) است. البته گرافیک در زبان فرانسه به معنای منحنی و نمودار خطی ریاضی به کار می رود.

می توان گفت گرافیک کاتالیزور فرهنگی است .عاملی است که مفاهیم گنگ را سهل الوصول می کند و عامه فهم و درنهایت به صورت کانالیزه و بسته بندی شده ارائه می دهد. فرم و رنگ اساس گرافیک است که وظیفه انتقال پیام را بر عهده دارند. کار گرافیکی به دلیل موقعیت معمول خود در زندگی روزمره آنچنان مورد تامل قرار نمی گیرد که یک اثر نقاشی و فرم در اثر گرافیکی به برقراری ارتباط بصری با مخاطب می پردازد . که از صراحتی خاص و عامی برخوردار است و تفاوتش به لحاظ استفاده از فرم در این نکته مشخص می شود . در شکل امروزی گرافیک در خدمت تبلیغات و توسعه جهان معاصر و تمدن تکنولوژیک است و این تمدن سعی دارد جهان را یک قطبی کند به گرافیک کمک می کند که در همسویی با  این روند حرکت کند.

تکنیکهای گرافیکی عکاسی ٬ طرحهای گرافیکی کامپیوتری ٬ فرم های رنگ های لباسها و دکورها٬ مسایل ارتباطات محیطی و امکانات متنوع دیگر هنر گرافیک را به حیطه عکاسی ٬ رایانه ٬تئاتر ٬معماری ٬ مجسمه سازی ٬ نقاشی ٬خیاطی ٬ طراحی صنعتی و هنرها و فنون دیگر کشانده است .از این رو ملاحظه می کنیم که هنز گرافیک رفته رفته آنچنان تحول و تنوع پیدا کرده  و می کند که هر لحظه نیازمند تعریف جدید و جدید تری است.

 طراح هنرمند گرافیک هنرمندی جامع است که با نبض زندگی ٬ زندگی می کند و با ریتم نبض زندگی کار می کند.

او گفتگوی تصویری زمانه ست ٬ او  از دل طفو لیت بشری از میان انسانهای غارنشین تا انسان پست مدرن که اخرین پیشرفتهای خود را به فضا می فرستد آمده است.یک گرافیست هنرمندی است که جامعه رابه روز و مدام تصویر می کند وبا تصاویرش شرایط و کیفیت فرهنگی جامعه رابازگو می کند. کار هنرمند گرافیک گاه به صورت کاریکاتور هشدار دهنده و گاه بانقوش ٬ هویت جامعه را برای آینده آماده  می سازد.  گاه به صورت تصویر نمایش و یا به شکل نماد یا نشانه و برچسب و علایم راهنمایی به جامعه آموزش تصویری می دهد. گاه به صورت خط و صفحه ارایی غنای بیان تصویری را بالا می برد و گاه به صورت پوستر و اگهی های مختلف موضوعات فکری انسان در آمده  ووسیله این تعیین کننده می شود.

لذا پیدایش سبکهای گرافیک باید پس از توسعه چاپ باشد که با خصوصیات خود شکل گرفته و در جهات دیگر سوق پیدا کرده . در گرافیک عواملی بسیاری با همدیگر در ارتباط هستند که علاوه بر سیر تاریخی ٬ مکاتب را مطرح می کنند حتی آخرین پدیده های قرن یعنی صفحات وب یا مولتی مدیاهایی که امروزه توسط شرکتهای نرم افزاری تهیه می شوند همه و همه در ارتباط با انتقال پیام مطرح هستند .

 

+ نوشته شده توسط نسا اللهیاری در یکشنبه 1386/12/12 و ساعت |
موسیقی فیلم با تمام گستردگی و تنوع وسیع اجرایی و کاربردهای گوناگون و موثر آن در سینما ٬ جز ناشناخته ترین و مظلوم ترین هنرها درسرزمین ماست . هنری که از بدو ورود رسمی آن به سینما (فیلم قیصر) برخوردهای متفاوت و بعضا توهین آمیزی نسبت به آن انجام گرفته است .در سینمای قبل از انقلاب موسیقی متن فیلم وسیله ای بود برای بیان بهتر و ارائه موفق تر ابتذال سینمایی و همانگونه که انتظار می رفت فاقد ارزش و اعتبار هنری لازم و بعضا توسط کسانی ساخته می شد که از ابتدایی ترین اصول و قواعد موسیقی بی اطلاع بوده اند ٬ آهنگسازانی که ساخت موسیقی که متن فیلم را با ضرب گرفتن روی میز استودیو انجام می دادند ویا با خواندن ترنم آهنگی روی آن نظر خودرا به نوازندگان منتقل می کردند اگر چه ناگفته نماند که در آن زمان فیلم های باارزشی توسط کارگردانان مطلع که موسیقی آن هم توسط آهنگ سازان برجسته ای بود ساخته شده است .

امروز نیز موسیقی متن فیلم وسیله ای برای پوشاندن معایب فیلم و سرپوش نهادن برای ضعف تصویری و نارسایی مفاهیم است. موسیقی متن در سینمای امروز ما نقش حیاتی ایفا می کند و این مهم توسط آهنگ سازان خوب انجام می پذیرد .اهنگسازانی که با کمترین امکانات اجرایی ولی با تلاشی طاقت فرسا تا امروز بار سنگین مسولیت موسیقی فیلم را به دوش کشیده اند در نقد موسیقی فیلم کسانی می بایست دست به قلم ببرند که از پشتوانه هنری و موسیقیایی بسیار قو ی برخوردار بوده ٬قدرت تجزیه و تحلیل موسیقی به طور عمد و موسیقی فیلم به طور اخص را داشته باشد. آنچه در این میان می تواند مهم برای آهنگسازان فیلم باشد نقد مناسب٬ معقول و سازنده فیلم است . نقدی که ازکمبودها ٬ مشکلات ٬ نارسایی ها٬ نوآوری ها ٬ خلاقیت ها٬ ارزش های هنری ٬ نقاط ضعف و قوت و چگونگی ساخت و اجرای موسیقی متن توسط آهنگ ساز فیلم حکایت کند .بسیاری از نقادان موسیقی فیلم به دلیل ناآگاهی و بی اطلاعی از موسیقی فیلم مطالبی را به عنوان نقد می نویسند که اصولا نقد نیست .

غالبا به نقدهایی در موسیقی فیلم بر می خوریم که حکایت از بی اطلاعی کامل نویسنده آن از موسیقی و موسیقی فیلم دارد . حتی موردی را سراغ دارم که نویسنده نقد موسیقی فیلم زحمت دیدن فیلم را هم به خود نداده ٬ تنها قضاوت دوستان خود را ملاک نوشتن نقد موسیقی فیلم قرار داده بود!

این نقادان محترم ابتدایی ترین اصول نقد نویسی را نمی دانند و از موسیقی که درک آن نیازمند مطالعه و شناخت کافی می باشد کاملا بی بهره اند و علاوه بر آن ٬ نه تنها اصطلاحات رایج موسیقی را نمی دانند بلکه با بکاربردن اصطلاحات غلط که هیگونه مفهون و منطق موسیقیایی ندارد ذهن علاقمندان این هنر را مخدوش می نماید .

موسیقی موفق فیلم آن است که بتواند هرچه بیشتر و بهتر مفاهیم ٬ فضاهای دراماتیک و احساسی ٬ تاثیرات بخصوص موردنظر کارگردان ٬ و به طور کلی بیان فیلم قوی تر و موثرتر نماید . درحقیقت موسیقی در کنار فیلم به عنوان وسیله ای پر قدرت و موثر در خدمت فیلم بوده ٬ ارتباط بین فیلم با تماشاگر را کامل می کند.

خوشبختانه افراد مطلعی در رابطه با موسیقی و موسیقی فیلم در مملکت ما وجود دارد که می تواند بسیار مفید باشند . بهره گیری از دانش این افراد نه تنها اعتبار هنری مجلات را بالا می برد بلکه در ارائه خط و مشی درست در مقوله نقد موسیقی فیلم کمک شایان خواهد کرد.

به امید نقدهای سازنده و آینده درخشان تر در موسیقی فیلم .

 

+ نوشته شده توسط نسا اللهیاری در شنبه 1386/12/11 و ساعت |
یادگرفتن هنر خود استعدادی می خواهد که ما برای آن باید تلاش کنیم . کشیدن خط و نقش که می تواند خود نوعی از هنر باشد به گرافیک تعبیر  شده است و شاید می توان گفت گرافیک را به نقاشی هم اطلاق می کنند که از خط استفاده کرده اند مانند کارهای اشرو یا کارهای خطی بدانند که روی سفالهای بدست آمده در شهر سیلک کاشان دیده شده است . ولی درقرن حاضر این معنی متحول شده است و یک اثر گرافیکی را می توان چنین تعریف کرد :

گرافیک پیام یا تصویری است که نیت تکثیر در ذات آن باشد .

بهرحال ما می خواهیم به معرفی گرافیستها ٬ یا اصلا تعریف واقعی خود گرافیک و پیشرفتهای جدیدی که در سطح گرافیک به وجود آمده و این که کاربرد آن در چه زمینه هایی است را به شما ارائه کنیم و بگوییم می توان با دانستن همه اینها خود کارهایی انجام دهیم که قابل قبول باشد . هدف ما فقط نشان دادن این هنر به همگان است که فقط با نقاشی ویا حتی هنرهایی از این قبیل نمی توان ذهنیت آدمها رابه تصویر کشید بلکه گرافیک خود به تنهایی تمام بار هنرهای دیگر را به دوش بکشد و حرفی برای گفتن داشته باشد.

جایگاه این خط و نقشها که به گرافیک معروف است روزبه روز به دلیل پیشرفت صنعت کامپیوتر در جهان بیشتر خود را نشان می دهد و شاید اگر در ایران به این پدیده بیشتر بها داده شود از نظر اقتصاد خود جایگاهی را کسب کند اگر چه در حال حاضر از آن به عنوان یک تامین کننده اقتصادی نگاه می کنند تا یک هنر !

امیدواریم بتوانیم هدفمان که همان معرفی این هنر است را بخوبی انجام دهیم

+ نوشته شده توسط نسا اللهیاری در شنبه 1386/12/11 و ساعت |

                       سکوتم از رضایت نیست    

سالها گذشته است و ما فقط به دنبال پر کردن وقتمان هر روز را می گذرانیم فرهنگ رفت٬ ارزش رفت چه مانده هنوز خود نمی دانیم و یا شاید به دنبالش نمی گردیم! سکوت فریادمان٬ همه چیز را با ما غریبه کرد٬ کلمات را جدا کرد از تمام حرفهایمان و تنها برای ما خشم درونمان از اعتراض به گذشته ماند و دفترهای سیاهی که هیچ وقت کسی آنها را ورق نخواهد زد در کنارمان باقیست. تو شاید دنبال چیز دیگری هستی ولی من فقط ارزشهایم را٬ حتی فرهنگ از دست رفته ام را خواهانم که شاید سالیان زیادی است که دیگر نیست و کسی یادی از آنها نمی کند. سنت به مدرن٬ کلاسیک به پاپ و تمام چیزهایی که ما را بوجود آورد نو گشت ولی هنوز فکر به بهتر شدن در ما کهنه است! کاش به جای از دست دادن همه اینها فقط فکرهایمان مدرن یا پاپ می شد. ما می رویم و کودکانی از نسل ما می مانند که حتی ما به آنها یاد ندادیم که چگونه حرف بزنند و چگونه بیاندیشند٬ چه بر سر ما آمد؟                      خود هنوز باور نکردیم که دیگر هیچ نداریم٬ هیچ هیچ ...                     

                       


+ نوشته شده توسط نسا اللهیاری در چهارشنبه 1386/08/30 و ساعت |

 داشتم با خودم فکر می کردم چرا وقتی دانشجو هستیم حسرت لحظه ها بی معنی است به محض تمام شدن درس تازه می فهمیم کجای کار هستیم .گذراندن وقت میشه دور از دسترس،نداشتن غذا که مجبوری نون بیات شب گذشته را مثل پیتزا با اشتها بخوری یادت میره ، یا که اصلاً به آخر هفته فکر می کنی ، شب بیداری بچه ها با خاطراتشون یادت هست، گرفتن یک برگ کاغذو برگشتن به خانه می شه آخر کار ، همه اینها در ذهن ما را به اینجا می رسونه که وقت تمام شد. حالا باید از اول وقتم رو تنظیم کنم برای یه زمان تازه حالا یا بردم یا باختم به خودمون بستگی داره  که در زمان از دست  رفته چی یاد گرفتیم. که اگه بخوام بهش خوب نگاه کنم میشه یه تجربه که سودش علم من است.

+ نوشته شده توسط نسا اللهیاری در پنجشنبه 1386/08/24 و ساعت |
خدا

وقتی فکر میکنم میبینم که شاید ما همیشه برای لحظه بعد شانسی نداشته باشیم ولی باز اشتباه میکنیم مثل قابیل که برای عشق مجازی هابیل را کشت به ترتیب همه از نسل آدم دیگری را کنار زدیم و فقط یادمان بود که خود هستیم از عشق فقط همین در ما هست که دیگری باید در کنار مان باشد ولی آیا واقعاً زندگی یعنی همین !

آفریده شدیم که دوست بداریم اما هنوز نمیدانیم که رمز آفرینش در خلق انسان چه بود؟

آه نمیدانی که چقدر از این آدماها دلم پر است خدایا وقتی تو هستی چرا به دنبال پوچی میروم تو خود عشقی، معنویات را خود به من آموختی حال به دنبال مادیات میگردم .شکایت میکنم از روز بدم وافسوس میخورم از دیروزم ،نگران تر از همیشه به آینده فکر میکنم تو مقدس همه چیز را به من یاد دادی و من همه را به قیمت این دنیا فروختیم خداوندا چقدر زمان من تنگ است وقتی برای جبران نیست و شاید این سئوال پیش آید که عدالت کجا معنا پیدا میکند ؟

عدالت خود خداست اگر قابیل نبود دیگر خوبی به یادگار نیمیماند یا اگر نفرت نبود عشق مادر معنا نمیشد.

خود  میدانیم که هیچ چیز بیهوده نیست ما هستیم و زمان در اختیار ماست حق فقط در انتخاب ما معنا میشود دانستن این که چه چیزی مال ماست شاید دور باشد ولی از آن ماست و چه بهتر سپاس گوئیم خدائی را که به ما  فرصت زندگی کردن داد . آفرید تا بدانیم قدرت از آن اوست  عشق از آن اوست و از همه مهمتر به ما آموخت گذشت را که بفهمیم که او خود رحیم است .

 

 

+ نوشته شده توسط نسا اللهیاری در پنجشنبه 1386/08/24 و ساعت |
 

ع.ش.ق

همیشه از عشق زیاد صحبت میشه ولی آیا تا به حال واقعی به این واژه فکر کـردیم چرا برای فهمش اینقـدر به مشکل بر می خوریم. وقتی که عشق را تجربه میکنی اصلا ًبه قبل وبعد فکرنمیکنیم فقط طی زمان برات مهم میشه که می توانی ادامه بدهی پس بیا بهتر فکرکنیم و تصمیم بگیریم در واژه به این بزرگی باید عهد راتجربه کنیم و به آن عمل کنیم(ع)، شهامت همه چیز را داشته باشیم حتی از خودگذشتگی(ش) و به این نیاندیشیم که تو این بازی یک قربانی هستیم(ق).

  معمولاْ وقتی حرف می زنیم به عمل که می رسیم یادمان می رود

                                که چه گفتیم و چه شنیدیم! 

 

 با این جمله که مگه میشه کسی به عشقش برسه همیشه کلنجارمی رویم ولی اصل رسیدن نیست، اصول و قواعد این بازی هم درنرسیدن به خیلی چیزهاست وهم در رسیدن به خیلی چیزها...

حالا تو باید خودت بهترین انتخاب را داشته باشی(پس نگوییم که کاش در عشق به همه چیز می رسیدیم).

 

 فاصله من وشما تا مرزعشق یک قدم بیشتر نیست ولی آیا این فاصله می تواند با چیزی پرشودکه اگر به نقطه پایان  رسیدیم بگوئیم نقطه سر خط!

حالا سر خط رسیدیم  تو بگو، من بگم بهترین راه کدام است؟

من یا شما برویم فرقی نمی کند مهم اینست که هرگزبه تنهایی فکر نکنیم چون وقتی خوب نگاه کنی می بینی کنارتِ ولی باید برای باهم بودن یک قدم بری جلو!

ما همه برای پیدا کردن درونمان شکلی از خودمان را در آئینه ترسیم  می کنیم کاش می شد واقعاً جای پای ما سفت بود.

 

+ نوشته شده توسط نسا اللهیاری در پنجشنبه 1386/08/24 و ساعت |

 

 نوشتن یه آرامـش برای همه اسـت وچه خوب بود وقتی

می نویسیـم به دیگران هم فکرکنیم.بدانیم که خواننده از ما چه می خواهدوخودمان به چه می اندیشیم.

 

حال که قلم به دست گرفتیم شروع به نوشتن کردیم مطمئن باشیم کنار هم قرارگرفتن واژه ها فقط مهم نیست بلکه شایدشما که دارید نوشته های من را می خوانی فکرکنی که چرا کلمات اینگونه کنار هم قرار گرفت؟ 

 

من می نویسم شما بخوانید،من فکر میکنم شما بیاندیشید.

 

 

+ نوشته شده توسط نسا اللهیاری در یکشنبه 1386/08/20 و ساعت |
وقتی میخوای چیزی بنویسی فکر میکنی میشه مطلبم عالی باشه ولی دوست دارم همیشه از چیزی حرف بزنم که در نظر دیگران یه واژه ساده است حلا تو بگو بهترین واژه چیه؟

+ نوشته شده توسط نسا اللهیاری در یکشنبه 1386/08/20 و ساعت |